الشيخ أبو الفتوح الرازي

431

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

آنگه چون رسول - عليه السّلام - زينب را به زنى كرد ، منافقان زبان دراز كردند و گفتند : محمّد ما را نهى مىكند از آن كه زن پسر را به زنى كنيم ، و او زن زيد را به زنى كرد . خداى تعالى اين آيت فرستاد ، گفت : * ( ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ ) * ، محمّد كه رسول ماست ، پدر هيچ كس از مردان شما نيست ، نه زيد و نه جز زيد بر حقيقت ، تا نكاح زن او بر او حرام باشد بعد مفارقتش از او ، و انّما او پدر قاسم بود و طيّب و مطهّر و ابراهيم ، از صلب او اين چهار پسر بودند ، و از بطن فاطمه او را حسن و حسين بودند ، و رسول - عليه السّلام - ايشان را بر اطلاق پسر خود خواند في قوله : ابناى هذان ريحانتاى من الدّنيا ، گفت : اين دو پسر ( 1 ) من ، دو ريحان منند از دنيا . و حديث امير المؤمنين ( 2 ) معروف است كه : روزى در صفّين ، محمّد بن الحنفيّه را گفت : انت ابني حقّا ، تو بر حقيقت پسر منى . گفتند : يا امير المؤمنين ! پس حسن و حسين نه پسران تواند ؟ گفت : هما ابنا رسول اللَّه ، گفت : ايشان پسران رسول خداىاند . و اين جواب آنان است كه گمان بردند كه به آيت تمسّكى است ايشان را در آن كه حسن و حسين پسران رسول نه‌اند ، و ظاهر آيت خود مناقض قول اوست آن جا كه گفت : * ( مِنْ رِجالِكُمْ ) * ، از مردان شما ، و حسن و حسين از مردان وى ( 3 ) بودند ، نه از مردمان ما . و ذكر اطلاق اين اسم بر ايشان از خداى تعالى است في قوله : فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَكُمْ ( 4 ) . * ( وَلكِنْ رَسُولَ اللَّه ) * ، نصب او بر اضمار « كان » است ، يعنى و لكنّه كان رسول اللَّه ، و لكن محمّد رسول خداى بود . * ( وَخاتَمَ النَّبِيِّينَ ) * ، و باز پسين پيغامبران ، تا پندارى كه او مهر نبوّت است ، به نبوّت او در بعثت انبيا را مهر كردند . محمّد بن جبير ( 5 ) روايت كرد از پدرش كه ، رسول - عليه السّلام - گفت : انا محمّد و انا احمد و انا الحاشر الَّذي يحشر النّاس على قدمي و انا العاقب الَّذي ليس بعدي

--> ( 1 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : پسران . ( 2 ) . مش على . ( 3 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش ، كا : ايشان . ( 4 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 61 . ( 5 ) . كذا : در اساس و ديگر نسخه بدلها ، چاپ شعرانى ( 9 / 162 ) : محمّد بن حسن .